بی شعور ترين حيوان انسانی به نام آرمان

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

اين وبلاگ هک شد گوگولی ها .

 

نتيجه کار آقای آرمان امير احمدی

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها :


 

خيلی وقته چيزی ننوشتم ولی امروز من هم از طرف دوستم آرمان امير احمدی از خانم

عليدوستی و طرفداراش به خاطر اشتباه ايشون عذر ميخوام اميدوارم که ببخشينش.

www.goshtkob.blogfa.com

www.taranehalidoosti.blogfa.com

www.ayyeshfans.blogfa.com

 

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ مهر ،۱۳۸٤
تگ ها :


آواژيک و کارگردانی پانته آ‌بهرام

 

*****

آ  و  ا  ژ  یک

*****

واقعا معذرت ميخوام از اشتباهم نسبت به خانم عليدوستی و طرفداراش

 

 

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :


تئاتر پناه گاه من است !

سال هاست كه در عرصه تئاتر فعال است و توانسته جايگاهى مناسب براى خود به دست بياورد. «پانته آ بهرام» در طول مدت حضور خود در تئاتر بار ها در دوره هاى مختلف جشنواره تئاتر فجر عنوان برترين بازيگر سال را به خود اختصاص داده است.
اما او برخلاف تئاتر، هنوز نتوانسته در سينما به جايگاهى كه بايد دست پيدا كند، هر چند كه در اين زمينه براى مدتى به بازيگرى پركار تبديل شده بود، اما هيچ يك از آن آثار نتوانسته قابليت هاى اين بازيگر را بروز دهند. «پانته آ بهرام» چندى پيش به شكل همزمان دو نمايش شكلك (كيومرث مرادى) و با دهان بند سكوت (رضا حداد) را در مجموعه تئاتر شهر روى صحنه داشت و هم اكنون نيز براى اجراى نمايش به كشور آلمان رفته است. اين گفت وگو به همين بهانه و همچنين پخش تكرارى مجموعه «وكيل» كه آن هم چندى پيش به پايان رسيد انجام شده است.
•معمولاً وقتى سريالى از شما پخش مى شود يا فيلمى بر اكران داريد، تمايل چندانى براى گفت وگو از خودتان نشان نمى دهيد، اما زمانى كه كارى از شما روى صحنه مى رود تمايل داريد كه درباره آن كار حرف بزنيد، بحث كنيد و... اين تناقض ناشى از چيست؟
وقتى هنر در درونش شروع به زايش مى كند، هر بار موفق مى شود كه مخاطبش را شگفت ز ده كند. اين زايش در كار هاى سينمايى و تلويزيونى ارتباط منسجم و تنگاتنگى با تكنيك دارد. با اين اوصاف وقتى من آثار تصويرى سينما و تلويزيون جهان را مى بينم، خواه ناخواه از خودم مى پرسم اگر آنچه كه در آن سوى مرز ها مى بينيم سينما نام دارد پس ما مشغول چه كارى هستيم. در واقع وقتى مى بينم كه در آثار تصويرى ام كارى انجام نشده و من هم به واسطه آن كار خاصى انجام نداده ام، تمايلى پيدا نمى كنم كه راجع به آن اثر حرفى بزنم. چون مى بينم كه واقعاً چيزى براى گرفتن وجود ندارد.
•خيلى ايده آليستى فكر مى كنيد، اگر شما واقعاً تا اين اندازه ايده آليست  هستيد، پس چرا هر پيشنهاد سينمايى يا تلويزيونى را مى پذيريد؟
اگر واقع بينانه نگاه كنيم، مى بينيم كه ما كارگردان هاى معدودى داريم كه شكلى از هنر ناب در آثارشان متبلور است، من اگر بخواهم در طول عمر هنرى ام در آثار اين دسته از كارگردانان بازى كنم مجبور هستم كه در خيلى از فيلم ها و سريال ها حضور داشته باشم تا توسط آنان ديده شوم.
•بدون تعارف صحبت كنيم، اين حرف ها به نوعى توجيه است، چرا كه شما از بازيگران خوب و حرفه اى تئاتر هستيد و به اندازه كافى شما را مى شناسند، پس نيازى نداريد كه براى ديده شدن در هر كارى حضور پيدا كنيد، اتفاقاً حضورتان در كار هاى ضعيف نتيجه معكوس دارد. بهتر است بگوييد براى گذران زندگى ناگزير به اين انتخاب ها هستيد.
باور كنيد مسئله ارتزاق و گذران زندگى درباره من چندان مصداق ندارد. من در يك دوره اى خيلى پركار بودم به نحوى كه همزمان سه فيلم از من در حال اكران بود؛ ولى بعد از آن جلوى اين قضيه را گرفتم. اگر مسئله ارتزاق برايم اهميت داشت مثل بسيارى از همكارانم از ۵ پيشنهادى كه به من مى شد حداقل ۲ تاى آنها را قبول مى كردم و شما هر كانالى را كه تغيير مى داديد مى توانستيد تصوير «پانته آ بهرام» را ببينيد.
•يعنى هدفتان فقط ديده شدن بود؟
دقيقاً، علاوه بر آن دوست داشتم تا در عرصه كار هاى تصويرى  هم محك بخورم، به اعتقاد من تئاتر و تصوير دنيايى بسيار منفك از يكديگر دارند و بايد هر دوى آنها را به شكل مجزا تجربه كرد و حتى از لحاظ آكادميك نيز آنها را به شكل جداگانه اى آموخت. بر پايه همين اعتقاد شخصى تصميم گرفتم تا عرصه تصوير را تجربه كنم. البته از لحاظ آكادميك هم اين كار را انجام دادم، يعنى بازيگرى را در موسسه صدا و سيما و ادبيات نمايشى را در دانشگاه آزاد خواندم. در هر حال وقتى حس كردم به اندازه اى كه بايد در عرصه تصوير تجربه آموختم ديگر به پيشنهاد هاى معمولى سينمايى و تلويزيونى با وجود دستمزد هاى بالا، پاسخ مثبت ندادم.
•با اين صحبت هايى كه تا اينجا شد به اين نتيجه مى رسيم كه بايد كار هاى تصويرى شما را در حد كار هاى تجربى ببينيم و از كنار آن بگذريم؟
اگر اين طور به قضيه نگاه كنم مى شود همان حكايت كبكى كه سرش را داخل برف مى كند تا...، من پاى تمام كار هايى كه بازى كرده ام مى ايستم و با جرات مى گويم بازيگر تمام آن كار ها «پانته آ بهرام» بوده است.
•صداقت يكى از ويژگى هاى بارز بچه هاى تئاتر است. اينكه صادقانه پاى كار هايتان مى ايستيد قابل تحسين است.
به هر حال بايد پاى كارى كه انجام داده ام بايستم. تجربه كسب كردن هزينه هايى در بردارد كه يكى از هزينه هايش همين است. البته تجربه كردن كار هاى سينمايى و تلويزيونى هزينه هاى ديگرى هم در پى دارد، كه مهم ترين آن تحمل مسائل حاشيه اى آزار دهنده اين دو عرصه است.
•مثلاً؟
حرف ها و حديث ها، كشمكش هاى بى خودى بين عوامل، حذف كردن ها و از همه مهم تر «باندبازى».
•اين گونه مسائل كه ديگر عادى شده، در همه جا، حتى در همين تئاتر وجود دارد، تنها فرقش اين است كه فقط ابعاد آن كمتر است.
اصلاً اين طور قضاوت نكنيد، در تئاتر همه چيز كاملاً رو و زنده است و آدم هايش خيلى صادقانه با يكديگر برخورد مى كنند؛ اما در سينما روابط و... بسيار چرك و آزارد دهنده است.
•و اين فضاى به قول شما مسموم تاثيرى مستقيم بر روى بازيگر ايفاى نقش مى گذارد؟
دقيقاً، من به جرات مى توانم بگويم، از حضور در اكثر كار هاى تصويرى ام احساس خوبى نداشته ام و كمتر كارى بوده كه از بازى در آن لذت برده باشم. انگار در سينما بازيگر با بازيگر فرق دارد.
•مى توانيد اين بحث را بيشتر باز كنيد؟
اجازه بدهيد در خصوص وضعيت بازيگرى در سينماى فعلى كمتر حرفى بزنم؛ چون دوست ندارم در اين زمينه با زدن حرف هايى براى كسى حكم صادر كنم.
•با توجه به صحبت هايى كه داشتيد بايد به اين نتيجه برسيم كه شما در شرايط فعلى ترجيح مى دهيد خودتان را از سينما كنار بكشيد.
نه، واقعيت هم اين است كه من در حال حاضر از سينما كنار نكشيده ام، فقط تصميم گرفته ام كه ديگر هر پيشنهادى را نپذيرم و منتظر كار هاى خوب از سوى كارگردان هاى صاحب نام باشم، چرا كه معتقدم ديگر به اندازه كافى با مقوله تصوير آشنا شده ام و به اندازه اى كه بايد در اين زمينه تجربه كسب كرده  ام بنابراين از اين پس دوست دارم به پيشنهادى پاسخ مثبت بدهم كه واقعاً جاى كار داشته باشد. به نحوى كه در آن كار تمام توان و انرژى من صرف بازيگرى و ايفاى نقش شود و مسائل حاشيه اى روى آن تاثير نگذارد.
•كار جديد «سعيد ابراهيمى فر» كه اخيراً در آن بازى داشتيد توانست خواسته هاى شما را برآورده كند؟
صددرصد، من اين كار را به اين خاطر قبول كردم كه مى دانستم «سعيد ابراهيمى فر» كارگردانى است بسيار مسلط كه به خوبى هنر سينما را مى شناسد، «نار و نى» او به خوبى خود گواه اين مسئله است.
•اگر پس از اين كار هايى كه مورد نظرتان است به شما پيشنهاد شود و شرايط در سينما بر وفق مرادتان باشد با تئاتر چه مى كنيد؟
من در هيچ شرايطى تئاتر را رها نمى كنم، چون تئاتر پناهگاه من است.
•تماشاگر تئاتر بيشتر برايتان ترس ايجاد مى كند يا دوربين سينما؟
هيچ كدام براى من دلهره ايجاد نمى كنند.
•منظورم تجربه اول شما در اين عرصه ها بود؟
در تجربه اولم به همان اندازه اى كه تماشاگران تئاتر در وجودم دلهره ايجاد كردند، دوربين سينما هم من را دچار استرس كرد، ولى با اين حال تسلط خود را هيچ گاه از دست ندادم، به خصوص زمانى كه براى اولين بار جلوى دوربين رفتم.
•با توجه به اينكه بازيگرى در اين دو عرصه را به شكل آكادميك فرا گرفته ايد و تجربياتى هم در اين زمينه ها داشتيد، برخوردتان با نفش ها در تئاتر و سينما به چه شكل است؛ يعنى مرزى كه براى ايفاى نقش هايتان در اين دو عرصه مشخص مى كنيد، كجاست؟
نزديك شدن به نقش در هر دو زمينه كاملاً شبيه به يكديگر است، يعنى وقتى كه من با نقش برخورد مى كنم ابتدا روى آن متمركز مى شوم و سعى مى كنم تا آن را بشناسم و سپس در نوع اجرا هم در هر دو زمينه تقريباً به يك شيوه برخورد مى كنم؛ چرا كه من معمولاً نقش هايم را درشت بازى مى كنم؛ يعنى به قول يكى از دوستانم در تئاتر هم مثل سينما خودم را در «كلوز آپ» قرار مى دهم.
•به هر حال بين اين به قول شما «كلوزآپ» قرار گرفتن ها هم بايد مرزى وجود داشته باشد، چرا كه در تئاتر حس تداوم دارد، يعنى شما از ابتدا تا انتها بدون توقف بازى مى كنيد، اما در تصوير اين تداوم حس ديگر وجود ندارد؟
خب به هر حال اين مسئله به دشوارى هاى سينما برمى گردد، ضمن اينكه من معتقدم تئاتر هر روز در حال زايش است و براساس همين اصل است كه من تلاش مى كنم تا اجراى روز اولم با روز هاى ميانى و روز هاى  آخر به يك شكل نباشد.
•من هنوز جواب سئوالم را نگرفته ام؟
باور كن در سينما نقشى هنوز به من پيشنهاد نشده كه مرا آن قدر درگير كرده باشد كه بروم راجع به آن تحقيق كنم و مجبور شوم كه به خاطر نزديك شدن به نقش فيلمنامه را زيرورو كنم يا اينكه ترغيب شده باشم تا دكوپاژ كارگردان را ببينم و براساس آن به حس هاى موردنظر آن صحنه برسم و يا پيشنهاد هايم را در حاشيه فيلمنامه يادداشت كنم و به خاطر آن با كارگردان وارد بحث شوم.
•يعنى فقط بازى كرده ايد تا كار انجام شده باشد؟
خب اگر اين را تاييد كنم به نوعى آن كار را محكوم كرده  ام و اصلاً دوست ندارم اين اتفاق بيفتد، چرا كه به هر حال آن كار را من انجام داده  ام و در كارنامه ام ثبت شده است و اگر آن را محكوم كنم، يعنى خودم را محكوم كرده  ام.
•مى توان براى اين كار شما عنوانى ابداع كرد.
مثلاً؟
•مثلاً «تاوان تجربه كردن»؟
عنوان بدى نيست، ولى همان طورى كه گفتم ديگر نمى خواهم تاوانى براى تجربه كردن پس بدهم. مثلاً همين چند ماه گذشته نقش يك زن جنوبى براى يك فيلم سينمايى به من پيشنهاد شد؛ اما آن را قبول نكردم براى اينكه فرصت كافى براى تحقيق نداشتم و به كارگردان هم گفتم براى اين نقش بايد حتماً به جنوب بروم و با زن هاى جنوبى نشست و برخاست كنم و لهجه و بيان آنها را كاملاً ياد بگيرم اما به دليل شرايط موجود اين فرصت مهيا نبود و وقتى ديدم شرايط بدين گونه است نقش را قبول نكردم.
•پس با توجه به حساسيت هايى كه داريد، براى نقش «منيژه» در مجموعه «مسافر» (سيروس مقدم) كه يك دختر معتاد بود هم تحقيقاتى انجام داديد و آن را همين طور كه فقط كارى انجام داده باشيد بازى نكرديد؟
بله، براى آن نقش حدود يك ماه قبل از شروع تصوير بردارى همراه با «سيروس مقدم» يك پروسه تحقيقاتى را شروع كردم و به مراكز مختلف ترك اعتياد سر زدم و از نزديك با آنها آشنا شدم.
•سئوالى مى پرسم صادقانه جواب دهيد، فيلم «گوزن ها» را چند بار ديديد؟
نمى دانم، ولى خاطرم هست كه در همان زمان اين فيلم را يكى دو بار ديدم .
•اين سئوال را از اين جهت پرسيدم كه در مجموعه «مسافر» نوع بيان شما به گونه اى نزديك به نوع بيان «بهروز وثوقى» در فيلم گوزن ها بود.
شاد دليل اين شباهت به اين خاطر بود كه «بهروز وثوقى» هم سعى كرده بود كه نقش معتاد را درست بازى كند. در واقع اگر شباهتى ديده مى شود اين شباهت از درست بازى كردن نقش آمده است.
•مى توان گفت كه از نوع بازى او به نحوى الگو گرفته  بوديد.
من هيچ وقت در زندگى ام به الگو فكر نكرده و نمى كنم؛ چرا كه معتقدم الگوپذيرى باعث كاهش خلاقيت مى شود، چون وقتى تو بازى كسى را الگو قرار مى دهى؛ يعنى دارى از او تقليد مى كنى و تقليد هم كاملاً با تكنيك در تضاد قرار دارد.
•اما مى توان تكنيك يك بازيگر براى رسيدن به نقش را الگو قرار داد.
دقيقاً اين همان نكته اى است كه مى خواستم به آن اشاره كنم. من در مجموعه «مسافر» به نوعى از تكنيك «بهروز وثوقى» براى چگونگى باورپذير كردن نقش معتاد الگو گرفتم و آن را ادامه دادم، نه از نوع بازى اش در فيلم «گوزن ها».
•از صحبت هايتان اين گونه استنباط كردم كه شما جزء آن دسته از بازيگرانى هستيد كه به تئورى زندگى كردن با نقش معتقد هستند.
زندگى با نقش جزء ويژگى   هاى كارى من است، به گونه اى كه مى توانم بگويم در تمام كارهاى صحنه اى ام با نقش هايى كه داشته ام زندگى كرده ام.
•اين زندگى يعنى چه؟
توجه داشته باش به جز بخش غريزى زندگى، نوعى بازى كردن در زندگى همه ما انسان  ها وجود دارد و در ذهن همگى ما هميشه چند شخصيت حضور دارند كه قابليت بازى كردن دارند، يعنى مى توانى وجوه شخصيتى آنها را در رفتارت متبلور كنى.
•كه اين امر با بهره گيرى از تكنيك  امكان پذير است وگرنه هر كسى براى خودش يك بازيگر است.
بله، همه ما بازيگريم و داريم نقش بازى مى كنيم، يعنى در هر موقعيتى كه قرار مى گيريم نقشى از خودمان بروز مى دهيم.
•اين مسئله در زندگى روزمره به شكل ناخودآگاه بروز پيدا مى كند، اما بازيگر بايد به شكل خودآگاه و با توجه به ويژگى هاى نقشى كه عهده  دار آن است، آن قابليت  ها را از طريق تكنيك و در قالب شخصيتى جديد جلوه گر سازد، اين يعنى بازى و فكر مى كنم مرز بين بازى و زندگى هم همين باشد.
اينجا مشكل ما بر سر استفاده از كلمات است تا اصل و عمق ماجرا.
•من مى گويم با توجه به تعريفى كه شما ارائه داديد، تكنيك در كجاى اين زندگى قرار مى گيرد.
توجه كن هنر و به خصوص هنر بازيگرى يك مقوله ذاتى است.
•اگر اين طور است چرا شما دانشگاه رفتيد و اين مقوله ذاتى را به شكل آكادميك فرا گرفتيد؟
به اين دليل كه تكنيك ها و ويژگى هاى علمى آن را بياموزم و در اين عرصه خودم را به پويايى برسانم و براى همين در حال تحقيق پيرامون حفظ و تغيير تئورى هاى قبلى بازيگرى هستم و دوست دارم كارى را به گونه اى ديگر به نمايش بگذارم.

•شخصيت «عاليه» در نمايش شكلك را چگونه پيدا كرديد؟
مهمترين عنصرى كه مى تواند در هنر شگفتى ايجاد كند تضاد است. من براى ايفاى نقش «عاليه» سعى كردم اين تضاد را به وجود بياورم. در واقع تلاش كردم با نوع بازى ام اين آدم زشت و خنگ را براى مخاطب به شخصيتى دوست داشتنى تبديل كنم. مثلاً درباره بيان «عاليه»، از بيانى بم و مردانه استفاده كردم و به اين شكل ديوانگى او را كه در متن به آن اشاره شده بود با ويژگى هاى فيزيكى بروز دادم.
•در واقع همين مسائل سبب شده نقش «عاليه» در اجرا به نسبت متن برجسته تر شود و...
جاه طلبى بازيگر در اين است كه بيشتر ديده شود، پس من بايد كارى مى كردم كه نقش «عاليه» به نسبت متن برجسته تر شود و بايد كارى مى كردم كه تماشاگران تكيه كلام هاى او را حفظ شوند و با خود ببرند.
•كه خوشبختانه اين اتفاق هم افتاد.
خوشحالم، براى اينكه مى بينم زحماتم به نتيجه رسيده است

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :


از کار های بعدی چه خبر ؟

نمايش”سرزمين اشغال شده” محصول مشترك ايران و آلمان در بي‌نال هنري ونيز اجرا شد.

به گزارش سايت ايران تئاتر، اين نمايش كه به كارگرداني هلنا والدمن در بيست‌وسومين جشنواره تئاتر فجر اجرا شده بود در بي‌نال دو سالانه ونيز به اجرا درآمد.
پانته‌آ بهرام بازيگر اين نمايش در گفت‌وگو با سايت ايران تئاتر، گفت:« در سفر اخير يك اجرا در شهر لودويگزبورگ آلمان داشتيم و بعد هم به ونيز رفتيم و دو اجرا در بي‌نال ونيز داشتيم.»
وي افزود:«اين بي‌نال به شكل دو سالانه و با حضور گرايشات مختلف هنري برگزار مي‌شود كه يك بخش آن هم تئاتر است.»
وي درباره زمان اجراي عمومي اين نمايش در ايران گفت:«زمان اجراي عمومي اين نمايش در ايران مشخص نيست. برنامه تور جهان گردي اين نمايش به شدت سنگين است و از لحاظ زماني به اجراي عمومي نخواهيم رسيد.»
بهرام خاطر نشان كرد:«براي امسال مشكل زماني خواهيم داست اما به هر حال اجراي نمايش به تصميم‌گيري‌هاي مركز هنرهاي نمايشي هم بستگي دارد.»
وي برنامه تورهاي اين نمايش را سفر به كشورهاي ايتاليا، فرانسه، آلمان، هلند، سوئيس، اطريش، كره و... اعلام كرد كه هلند مقصد بعدي اين نمايش خواهد بود.
وي درباره نمايشي كه خود مشغول كارگرداني آن است گفت:«همچنان مشغول تمرين هستيم، به خاطر اين رفت و آمدها و سفرها طول مي‌كشد تا اين كار به ثمر برسد، اما سعي داريم پيش از جشنواره نمايش را براي اجراي عمومي آماده كنيم.»
وي افزود:«قول‌هاي ضمني را براي اجراي عمومي اين نمايش در آبان ماه به من داده‌اند.»
وي درباره اين نمايش خاطر نشان كرد:«نمايش هنوز اسم ندارد. به شكل كارگاهي آن را كار مي‌كنيم و خودم هم كمي در آن بازي مي‌كنم.»


  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :


سايت جديد پانته آ بهرام به راه افتاد

دهيدسايت هواداران پانته آ بهرام بلاخره به راه افتاد .

اين سايت به آدرس اينترنتی

www.panteabahramFAN.com

داراری کلوپ هواداران است و از طريق آن ميتوانيد جديدترين اخبار را از کارهای پانته آ بهرام داشته باشيد .

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :


بهرام رفت

پانته آ بهرام برای اجرای تئاتر « منطقه ی اشغال شده » سفرش را به دو کشور آلمان و ايتاليا آغاز کرد .

 او جمعه صبح همراه گروهش تهران را به مقصد فرانکفورت ترک کرد

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :


بهترين ۸۳

در دومین جشن بازیگر که 10 / اردیبهشت / 1384  در خانه ی هنرمندان ایران برگزار شد ،

پانته آ بهرام از طرف هیئت داوران جشن به عنوان بازیگر برتر تئاتر

سال 1383 برگزیده شد .

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :


با توری به دور دنيا ميروم

پانته آ بهرام قصد دارد به همراه گروه تئاتر . منطقه ی اسغال شده . توری به چندين کشور داشته باشد . وی گفت تا آنجای که من از برنامه خبر دارم سفری به کشورهايی مثل ايتاليا . آلمان و ... خواهيم داشت . اين تئاتر به کارگردانی هلنا والدمن و  هنرنمايی چند بازيگر ايرانی که همگی خانم هستند در جشنواره ی بيست و سوم تئاتر فجر اجرا شد.

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :


چهارشنبه سورى در ميدان هروى ادامه دارد

206172.jpg

گروه فرهنگ و هنر: روز چهارشنبه سورى دختر جوانى براى نظافت خانه اى به آنجا مى رود و با زندگى خانواده اى كه در آنجا به سر مى برند درگير مى شود، اين خلاصه داستان فيلم چهارشنبه سورى سومين فيلم بلند اصغر فرهادى است كه اين روزها فيلمبردارى خود را در ميدان هروى تهران پشت سرمى گذارد. ترانه عليدوستى نقش دختر جوان را بر عهده دارد و هديه تهرانى، حميد فرخ نژاد و پانته آ بهرام ديگر بازيگران اين فيلم به شمار مى آيند. تاكنون ۳۵ درصد فيلمبردارى چهارشنبه سورى كه از اسفندماه سال گذشته شروع شده بود سپرى گشته و گروه به نيمه  هاى راه نزديك مى شود.
فرهادى پيش از اين دو فيلم رقص در غبار و شهر زيبا را جلوى دوربين برده كه با توجه منتقدان مواجه شد. اما علاقمندان مجموعه هاى تلويزيونى فرهادى را با توليد دو سرى از مجموعه هاى داستان يك شهر به ياد مى آورند.
فرهادى فيلمنامه چهارشنبه سورى را با همكارى مانى حقيقى نوشته و حسين جعفريان مدير فيلمبردارى آن است. سيد جمال ساداتيان نيز تهيه كنندگى اين فيلم را بر عهده دارد. فيلم چهارشنبه سورى هنگام فيلمبردارى با دو حادثه روبه رو شديكى درگذشت برادر ترانه عليدوستى در اوايل كار بود و يكى ديگر مزاحمتى كه چند شب پيش تعدادى جوان براى گروه فيلمبردارى ايجاد كرده بودند كه موجب وارد آمدن آسيب به تعدادى از اعضاى گروه صحنه شد و كار دچار وقفه شد.
عكس هاى فيلم چهارشنبه سورى را نيز امير عابدى گرفته است.

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٤
تگ ها :


پانته آ بهرام بهترين ۱۳۸۳ در تئاتر ايران

 

من هر کاری کردم نتونستم جدول مورد نظر رو روی سرور پرشين بلاگ بيآورم اما

اگر می خواهيد آمار کامل آن    را       ببينيد کافی بروی کلمه ی آمار کليک کنيد

                                   

نتايج --->

               بهترین نمایش                  - بی شیروشکر

               بهترین کارگردان                - کیومرث مرادی و علی اصغر دشتی

               بهترین نمایشنامه             - شکلک نوشته ی نغمه ثمینی

               بهترین بازیگر زن               - پانته آ بهرام ( با 10 رای برای بازی در نقش عالیه«شکلک» )

               بهترین بازیگر مرد               - احمد ساعتچیان و رضا کیانیان

« مطلب مجله ی سروش ويژه ی نوروز ۸۴ »

  
نویسنده : Pantea Bahram ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ اسفند ،۱۳۸۳
تگ ها :